ولی یه عاشق مطوئن میگه
من تو را دوست "می " دارم
فعل استمراری یعنی فعلی که از گذشته انجام شده و در حال حاضر در حال انجام است و تا آینده نزدیک و یا شایدم دور ادامه پیدا کند .
من مال تو می استم
و تو عوضی همیشه به من گفتی
"من تو را دوست دارم ولی..."
یعنی فقط توی همون لحظه منو دوست داری و با اون
ولی جونت
کل عمر و احساس و عشق و زندگیمو به باد دادی
من تو رو دوست دارم ولی ........... به ذار برای بعدا...یه روزی بهت میگم
من تو رو دوست دارم ولی .......نمیتونم به خاطر تو ......این کا رو بکنم
من تور و دوست دارم ولی نمیتونم به خاطرتو به کسی حرفی بزنم
من تو را دوست دارم ولی نمیتونم به خاطر تو با کشسی در بیفتم
من تو رو دوست دارم ولی نمیتونم به خاطر تو سرنوشت محتوم خداوندی رو برای اجسام هم عوض کنم
مرده شور خودت رو ببرند با اون عاشقیت
پس تو چه جوری عاشقی
چرا چرت و پرت میگی
هزار بار بهم گفتی عاشقتم. همه چیز من مال توئه
ولی سهم من همه چیز ازهیچ چیزه
مثل اینکه بگن هرچقدر از نال زیر مجموعه درآوردی همش رو میدیم به خودت
یا از حساب بانکی خالی هر چی کشیدی بیرون مال خودت
خدائی خیلی عاشقی
اگه تو زمان حافظ و مولانا بودی چه میکدنند اون دو تا با این عشق تخمی تو
در قلم آورد حافظ قصه لعل لبش آب حیوان میرود هر دم ز اقلامم هنوز
اینم حافظ برای تو سروده
سهم من از عاشقی همه چیز از هیچیه
چه عشق گسترده ای
اتین وسعت ممکنه در حد شعور من نباشه
نمیدونمامشب دوباره کدوم جائی تشریف داری
کجا سرت بنده
یه پیک دیگه به سلامتی دوستان
شاید خونه مادر مکرمه تا ن تشریف بردید
و ایشان دارند با آخرین متد گرلاوین پوشکت رو عوض میکنه
دست خانم والده تون درد نکنه
که اینقدر زیر کون مبارکت رو جمع میکنن
که یه وقت احساس نکن تو منو میتونی هم دوست داشته باشی
چرا نمی فهمی
شاید نیمخوای که بفهمی
ادم خواب بیدار میشه و لی آدمی که خودشو زده به خواب هیچ وقت بیدار نمیشه
الان تمام بدنم عرق کرده
امروز فکر کنم ده تا خرما خوردم
خوشم میاداز این سیاست
خانوادگی
خری به خدا
خذی به خدا
نشستی هر جوری میخوای رفتار کنی تا منم
بزنم به سیم اخر بگم خدافظ چ
که تو راحتتر هر کاری میخوای بکن ی
تو که هر کاری میخوای میکنی
ولی راحتر شو من شرمندم
اینو من شرمندم
دیگه از کارات خسته شدم
از این ...
انگار منو وصل کردی به یه کش
باهام بازی میکنی یا میاندازیم پائین لحظه ای که دارم میخورم زمین جمعم میکنی
یا منو میچسبونی به کف دست و منو نوازش میکنی
نمیدونم نوازشات مال اینکه همخوابه پیدا نکردی یا هنوزم یاد لب لعل من که از قلمت نمی افته
اگه تو ازم متنفری یا دوستم نداری
چرا شبها که خوابم میای بالای سرم میشینی
و نوازشم میکنی
منومیبوسی
شبهادیدم که لباسامو بغل میکنی و میخوایب
تو هم دیونه شدی
مجنون شدی
زده به سرت
یا تو هم مثل من اره تو کونت گیر کرده
منم مثل اره شدم توی کون تو
نه میتونی درمبیاری بندازیم دویر
نهمیتونی نگهم داری
من هم تو را دوست میدارم
اینو توی جنگلهای عباس اباد بهت گفتم وقتی باترون میومد .
ولی تو فکر کباب بودی نه دل کباب من
نمی دونم چه جوری مال من میشی
قمتت اینقدر ارزون شده که بهت این روزا کمتر فکر میکنم
تا دلت بخوتد برات حرف دارم نه
یه کم نه دوکم
بیست کم سی کم
چهل کم
هندی کم
اینم یه شوخی تخمی
|
+| نوشته شده توسط
جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386
|