تبليغاتX
گه مخ
جیمبولک بازی
 اگه بیکارید بخونید
ولی یه عاشق مطوئن میگه

من تو را دوست "می " دارم

فعل استمراری یعنی فعلی که از گذشته انجام شده و در حال حاضر در حال انجام است و تا آینده نزدیک و یا شایدم دور ادامه پیدا کند .

 

من مال تو می استم

 

و تو عوضی همیشه به من گفتی

"من تو را دوست دارم ولی..."

یعنی فقط توی همون لحظه منو دوست داری و با اون

ولی جونت

کل عمر و احساس و عشق و زندگیمو به باد دادی

 

من تو رو دوست دارم ولی ........... به ذار برای بعدا...یه روزی بهت میگم

من تو رو دوست دارم ولی .......نمیتونم به خاطر تو ......این کا رو بکنم

من تور و دوست دارم ولی نمیتونم به خاطرتو به کسی حرفی بزنم

من تو را دوست دارم ولی نمیتونم به خاطر تو با کشسی در بیفتم

من تو رو دوست دارم ولی نمیتونم به خاطر تو سرنوشت محتوم خداوندی رو برای اجسام هم عوض کنم

 

 

مرده شور خودت رو ببرند با اون عاشقیت

پس تو چه جوری عاشقی

 

چرا چرت و پرت میگی

 

هزار بار بهم گفتی عاشقتم. همه چیز من مال توئه

 

ولی سهم من همه چیز ازهیچ چیزه

مثل اینکه بگن هرچقدر از نال زیر مجموعه درآوردی همش رو میدیم به خودت

یا از حساب بانکی خالی هر چی کشیدی بیرون مال خودت

 

خدائی خیلی عاشقی

 

اگه تو زمان حافظ و مولانا بودی چه میکدنند اون دو تا با این عشق تخمی تو

 

در قلم آورد حافظ قصه لعل لبش    آب حیوان میرود هر دم ز اقلامم هنوز

 

اینم حافظ برای تو سروده

سهم من از عاشقی همه چیز از هیچیه

چه عشق گسترده ای

اتین وسعت ممکنه در حد شعور من نباشه

 

نمیدونمامشب دوباره کدوم جائی تشریف داری

 

کجا سرت بنده

 

یه پیک دیگه به سلامتی دوستان

 

شاید خونه مادر مکرمه تا ن تشریف بردید

و ایشان دارند با آخرین متد گرلاوین پوشکت رو عوض میکنه

 

دست خانم والده تون درد نکنه

که اینقدر زیر کون مبارکت رو جمع میکنن

 

که یه وقت احساس نکن تو منو میتونی هم دوست داشته باشی

چرا نمی فهمی

شاید نیمخوای که بفهمی

 

ادم خواب بیدار میشه و لی آدمی که خودشو زده به خواب هیچ وقت بیدار نمیشه

 

الان تمام بدنم عرق کرده

امروز فکر کنم ده تا خرما خوردم 

 

خوشم میاداز این سیاست

خانوادگی

 

خری به خدا

 

 

خذی به خدا

 

نشستی هر جوری میخوای رفتار کنی تا منم

بزنم به سیم اخر بگم خدافظ چ

که تو راحتتر هر کاری میخوای بکن ی

 

تو که هر کاری میخوای میکنی

ولی راحتر شو من شرمندم

 

اینو من شرمندم

 

دیگه از کارات خسته شدم

از این ...

انگار منو وصل کردی به یه کش

باهام بازی میکنی یا میاندازیم پائین لحظه ای که دارم میخورم زمین جمعم میکنی

یا منو میچسبونی به کف دست و منو نوازش میکنی

 

نمیدونم نوازشات مال اینکه همخوابه پیدا نکردی یا هنوزم یاد لب لعل من که از قلمت نمی افته

 

اگه تو ازم متنفری یا دوستم نداری

 

چرا شبها که خوابم میای بالای سرم میشینی

و نوازشم میکنی

 

منومیبوسی

 

شبهادیدم که لباسامو بغل میکنی و میخوایب

تو هم دیونه شدی

مجنون شدی

زده به سرت

 

یا تو هم مثل من اره تو کونت گیر کرده

منم مثل اره شدم توی کون تو

 

نه میتونی درمبیاری بندازیم دویر

نهمیتونی نگهم داری

 

من هم تو را دوست میدارم

اینو توی جنگلهای عباس اباد بهت گفتم وقتی باترون میومد .

 

ولی تو فکر کباب بودی نه دل کباب من

 

نمی دونم چه جوری مال من میشی

 

قمتت اینقدر ارزون شده که بهت این روزا کمتر فکر میکنم

 

 

تا دلت بخوتد برات حرف دارم نه

یه کم نه دوکم

بیست کم سی کم

چهل کم

هندی کم

 

اینم یه شوخی تخمی

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 اگه بیکارید بخونید
خیلی بده که توی مستی هر چی تو دلته به بقیه بگی. حرفهایی زدم که خیلی نگرانم کرده . خیلی ...

اینقدر که همسرم فکر میکنه من ازش متنفرم . حتی نمیتونم تحملش کنم.

حاضر نیستم بهم دست بزنه.

 

شاید راست میگن مستی و راستی .

 

یه پیک دیگه میرم بالا به سلامتی دوستان .

دوباره داغ شدم . قلبم داره تند میزنه . دلم میخواد دوباره حسابی شراب بخورم بعد حرفهای خودم رو ضبط کنم . ببینم چی میگم.

 

این خوردنا برای معدم خیلی ضرر داره . ولی به درک بزار بمیرم . دیگه دلم نمیخواد زنده باشم .

 

این پسره داره منو میکشه . ی اینقدر ناراحتم میکنه که دلم میخواد وقتی از خونه بیرون رفت بره زیر ماشین و دیگه نیاد خونه . بعضی موقع ها اینقدر بهم مهربونی میکنه که احساس میکنم ، هیچ کس دیگه ای این جوری نمیتونه مواظبم باشه.

وقتی احساس میکنم قراره پیشم نباشه ... نمی دونم چی احساس میکنم . فقط توی قلبم باز سیاه میشه .

دیگه به مانیتور نمیتونم نگاه کنم . نگام به انگشتامه که روی کیبورد میخوره .

انگار اون کسی که تایپ میکنه من نیستم . یکی داره با نخ منو حرکت میده.

 

دلم بازم میخواد.

یه پیک دیگه به سلامتی . حتی کسی رو ندارم که سلامتیشو بخوام .

ولی میخورم.

 

فقط توی یخچال یه بسته خرما بود . اینم مزه اش .

فکر کنم دیگه بسه اگه ادامه بدم دوباره حالم خراب میشه .

 

فقط این اشکای لعنتی چیه از چشام میاد .

دیگه نمیدونم برای چی دارم گریه میکنم .

دوباره معدم ام درد گرفته .

تنم عرق سرد کرده .

اب دماغم رو مجبورم بالا بکشم .

دیگه هر حرف روی کیبورد یه نقطه درخشانه . برای من

 

دارمم عادت میکنم به مست ی دو ماهه هر شب .

 

باورم نمیشه بهش معتاد شدم . باورم نمیشه.

 

وقتی دورمه . یا باهام خوبه احساس میکنم هیچ جنس نرینه دیگه ای نمی تونه اینقدر منو دوست داشته باشه .

اینقدر به من برسه .

درسته که از بس دورم میگرده اعصابم رو بهم میریزه .

ولی همش میخواد یا میخواست من راحت باشم .

با اینکه همیشه تر میزئ به حال من .

منم اگه شنگول بودم ازش تشکر میکرئم. و اگه نبودم میزدم توی حالش .

 

نمی دونم . همه مرد ای اطرافم رو که میبینم . احساس میکنم هیچ کدوم مثل زمانی که ما با هم خوب بودیم به خانمهاشون توجه ندارند . فقط اونه که این طوری رفتار میکنه .

 

یه کس خلی میگفت شاید تو متفاوتی که اونم این طوریه باهات .

نمی دونم شاید اون با من متفاوته .

فقط میدونم گند زدم . هفته پیش نیم ساعت داشتم جلوی بقیه بهش توضیح میدادم که یکی که مطمئن نیستم دوستم داه یا نه چه جوری منو بغل کرده و با هام حرف زده . خدائی هیچ زنی مثل من پیش شوهرش گند زده.

 

دیگه نمیخوام مشروب بخورم .

احساسا میکنم و قتی یه شیشه مشروب تو خونهاست نسبت بهش هیچ کنترلی ندارم .

 

خدا میدونه دیگه چی بهش گفتم.

 

فقط امشب وقتی اومد سراغم و من اونو پس زدم . منو بوسید و گفت عزیزم من همه چی رو فراموش میکنم .

همه چی رو فراتموش کردم.

امشب زود اومد خونه .  دوباره مهربون شد مثل موقع هایی که عاشق هم بودیم .

 

چه کار کنم این وسط گیر کردم .

 

اینقدر به خاطر همه چیز ازش دل کندم که توی احساس خودم باهاش تعارف دارم .

 

 

هنوز نفهمیدم دوستش دارم یا ازش متنفرم . شاید هم هیچکدوم  . شاید همش یه عادته .  اون هم نمیدونه.

 

به قول خودش وقتی از من خواستگاری کرده . خودش نمیدونسته میخواد با من دوست شه یا با هام ازدواج کنه. 

 

 

نمی دونم چه کار کنم .

بازم یه پیک دیگه که تا صبح بنویسم .

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 Live game 2
اگه دوباره ازدواج کردی

 

وقتی شوهرت میگه بیا پیشم ........

برو پیشش........

نه اینکه تا پنجاه  بار صدات کرد ...... جواب ندی

بین پنجاه تا صد بار ........بگی هان ...

بین صد تا دویست ......بگی هیس.....

بین دویست تا سیصد ......بگی بزار این مرحله رو برم بالا

بین سی صد تا ....   بگی اه  ... از بس صدام کردی فول شدم

 

جیمبولک :  اه .... از بس صدام کردی فول شدم........دیگه وقتی بازی میکنم حرف نزن

 

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 Live game 1
اگه دوباره ازدواج کردی

 

بعد از یه سکس  حسابی .....

بلند نشو برو سر کامپیوترت ، گیم بزن

 

جیمبولک : اگه داری میری دستشوئی .سر راهت کامپیوتر رو روشن کن .... بزار یه گیم بزنم توی رگ..... الان میچسبه

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 Live game 3
 

اگه دوباره ازدواج کردی

 

وقتی مادرشوهرت داره راجع به معجزه غوره در قورمه سبزی صحبت میکنه

تو هم راجع به معجزه قوام خورشت قیمه توسط پیاز داغ  صحبت کن

نه راجع به کتاب آشپزی الکترونیکی و نرم افزار آشپزی ........

 

جیمبولک : یه نرم افزار دانلود کردم  .......جدید.......مواد غذائی رومیدی.....بهت میگه چی درست کنی

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 Live game 4
 

اگه دوباره ازدواج کردی

 

خودت سطل آشغال رو نزار بیرون

شوهرت رو از اول عادت بده این کار رو انجام بده

 

جیمبولک :  روزنامه ها روخوندی بنداز توی این کیسه آبیه ......  قراره زباله رو از امشب تفکیک کنم بزارم بیرون

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 Live game 5
اگه دوباره ازدواج کردی

 

توی ماه عسل .......

نرو کافی نت ........میلاتو چک کن

 

جیمبولک : منو که ماه عسل نبردی ........خب اگه میبردمت مطمئنم حتما این کارو میکردی

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 دوکلام از دهن مادر عروس
 

 از همسر بنده بشنوید .

 

خوشگلی باعث میشه آدم با زنش بومونه........

 

نه به دلیل اینکه خوشگلی باعث خریت میشه ...

نه به دلیل اینکه خوشگلی نون و آب میشه ...

نه به دلیل اینکه خوشگلی طرف و باهات نگه میداره ...

 

به خاطر اینکه خوشگلی زن آدم باعث میشه حوزه انتخاب آدم توی دخترها محدود شه . چون باید دختره از زن آدم خوشگل تر باشه..........

 

خدائی خیلی آدم منطقیه . از انتخابم راضیم ......

 

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
  استفتائیه کارت – مرحله
بازپرس:  شما کارتتون رو گم کردین .

من:  بله

 

 خودتون رو با جزئیات معرفی کنید؟

من فلان فلانی ، ش ش 6759  ، نام پدر ......

 

اینو که میدونم، سایر مشخصاتتون چیه ؟ مشخصه اصلی تون چیه؟

 ترشی و البالو خشکه دوست دارم با رنگ قرمز ....

 

همه دخترها ترشک مرشک دوست دارند . بسه بسه اینا رو که میدونم. بقیشو بگین....

خب . ... آهان قد ... سایز سوتین ... سایز شلوار ......کالیبر ک  و ...

 

 خانم مسخره کردید . بسه اینا رو دارم میبینم . مشخصات بدید...

اااا آقا چی میگی ......دیگه چه مشخصاتی میخواین بگم ، من که همه رو گفتم .

 

منظورم اینه که شماره پرسنلی تون رو بدید.........

اهاااااااااااااان....... 25382

 

برید مرحله بعد، پیش آقای دومی .......

چشم...

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
  استفتائیه کارت _ مرحله
بازپرس 2:  شما کارتتون رو گم کردین .

من:  بله

 

 
 خودتون رو با جزئیات معرفی کنید؟

شماره پرسنلیم... 25382

 

منظورم اسم و فامیلتون بود؟

آهان ، من فلان فلانی ، ش ش 6759  ، نام پدر ......

 

خب خانم .... برید توی اون اتاق ........پرده رو بکشید ....آماده شید......سعی کنید چیز اضافی نداشته باشید.......خیلی مرتب باشید .......آماده شدید بنده را صدا کنید......بیام خدمتتون برسم.........

بله چشم

(وجدان گه مخی :  .......منظورش چی بود......من یه کارت گم کردم ........چرا کلامی منو ارشاد نکردن ......حتما باید بکننم ....که آدم شم ....حواسم رو جمع کنم.......)

 

آماده شدید.....

بله ...آمادم

 

بزارید رژلبتون رو پاک کنم ......مقنعتون رو بکشید جلو ....صاف بشنید ......

تق.......

10  دقیقه دیگه بیاید عکستون آماده میشه.....

ممنون..........

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
  روز نرینه ها
-         الو ....سلام قدسی جون ......

 

-         سلام عشرت خانم سلطان بگوم بانو........

 

-         داداش باقرم چطوره؟.....خوبه؟......سگ و سوته و فک وفامیلتون چطورن......

-         خوبن ......بچه هات و شوشوت خوبن............

 

-         دماغت چاقه ؟

 

-         (بخوره تو تخم شوهرت )...اره چاقه.......

 

-         شنیدی قدسی جون...

 

-         چی رو فضول جون..........

 

-         جاریت رو میگم ، جاریت اعظم خانم پسر زائیده .....اونم شکم اول دوتا گل پسر ......از اول که میخواستیم بگیریمش ......نوه عمه مادرش میگفت اینا همه پسرزا ئند......

 

-         ااااا بالاخره نوه پسری بدنیا اومد........

 

-         دولش رو بخورم ...بچه داداشمو اینقدر دوسش دارم که نگو.......آقاجون میگه نباید بزاریم تنها بره کوچه ......آخه خیلی چاقاله.......

 

-         راستی تو هم دخترت رو نیاری اینجا هااااا...

 

-         چرا؟

 

-         چون عزیز دل من یه ابر کیری داره که دل هرکسی رو آب میندازه......

 

-         بزار بزار تند نرو،بزار ختنه اش کنن از دو کیلو و نیم میمونه 750 گرم.........

 

-         نه تو چون پسر زا نبودی اینو میگی......به هر حال هفته دیگه ختنه سرونشوه .......داریم برای بچه ها ناف بند و دامن و دول بند و محافظ دول و کیسه هوای دول( airbag) و کمر بند ایمنی دولکی آماده میکنیم . روی سیسمونیشون هم صد تا بسته کاندوم گذاشتیم که کل محله رو بترکونن....اخه اگه به داداش باقرم برند که کسی از دستشون نمیتونه در ره .....هه هه هه ....همه هم ممه هامون رو آماده کردیم که اگه دردش اومد بدیم شازدمون چنگ بزنه .....یادت نره بیای....

 

-         باشه

 

 

 

وقتی توی مملکتی بزرگ میشی که مرد سالاریه و ملت کیر پرست تشریف دارند و مهمترین مراسمشون بعد از عاشورا تاسوعا ،ختنه سرون و سر دول کردن پسراشونه و مقدار اضافی آلت رو هم با مراسم خاص توی الکل نگه میدارند که جزو افتخارات پسراشون باشه (چون خیلی جاها نمیتونن اصل قضیه رو .کنند ولی اضافاتشو چرا)

 

حتی مسئله کیر خواهی روی دینشون تاثیر گذاشته ،چون رو سر هر مسجدی دو تا کیر خر گذاشتند که کسی جرات نکنه به مساجد توهین کنه

 

و عمرانی ها شونصد تا واحد در راستای امر کیر پروری و نقشه کشی تا معماری نهایی مناره میخونن .

 

 حتی ارزنده ترین آدمهاش هم کله ک}{یری هستند مثل دکتر حسابی و مصدق و غیره..........و مهمترین آثار باستانیش منار جنبونه که کسی توی دنیا نفهمیده این کیر لرزون رو چه جوری ساختن .....حتی یکی از مدیومهای آشنا میگفت روح داریوش کبیر اعلام کرده میخواسته یه کیر درست کنه که بالا پائین بره و عمرش کفاف نداده....

 

پس وظیفه اینجانب است که روز مرد یا روز ملی کی}{ر خواهی را به همه ملت تبریک بگویم......

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 تبریک مجدد
با پوزش و عذر خواهی خدمت کل رفقا و عرض تلمذ خدمتان جنابان از لحن ماوقع در پست قبلی ُ دوباره روز مرد را به کل ملت ک ... ی   . پرست ایران تبریک میگم

خب چه کار کنم تبریک گفتنم اینجوری میاد.........

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
  روز نرینه ها
-         الو ....سلام قدسی جون ......

 

-         سلام عشرت خانم سلطان بگوم بانو........

 

-         داداش باقرم چطوره؟.....خوبه؟......سگ و سوته و فک وفامیلتون چطورن......

-         خوبن ......بچه هات و شوشوت خوبن............

 

-         دماغت چاقه ؟

 

-         (بخوره تو تخم شوهرت )...اره چاقه.......

 

-         شنیدی قدسی جون...

 

-         چی رو فضول جون..........

 

-         جاریت رو میگم ، جاریت اعظم خانم پسر زائیده .....اونم شکم اول دوتا گل پسر ......از اول که میخواستیم بگیریمش ......نوه عمه مادرش میگفت اینا همه پسرزا ئند......

 

-         ااااا بالاخره نوه پسری بدنیا اومد........

 

-         دولش رو بخورم ...بچه داداشمو اینقدر دوسش دارم که نگو.......آقاجون میگه نباید بزاریم تنها بره کوچه ......آخه خیلی چاقاله.......

 

-         راستی تو هم دخترت رو نیاری اینجا هااااا...

 

-         چرا؟

 

-         چون عزیز دل من یه ابر کیری داره که دل هرکسی رو آب میندازه......

 

-         بزار بزار تند نرو،بزار ختنه اش کنن از دو کیلو و نیم میمونه 750 گرم.........

 

-         نه تو چون پسر زا نبودی اینو میگی......به هر حال هفته دیگه ختنه سرونشوه .......داریم برای بچه ها ناف بند و دامن و دول بند و محافظ دول و کیسه هوای دول( airbag) و کمر بند ایمنی دولکی آماده میکنیم . روی سیسمونیشون هم صد تا بسته کاندوم گذاشتیم که کل محله رو بترکونن....اخه اگه به داداش باقرم برند که کسی از دستشون نمیتونه در ره .....هه هه هه ....همه هم ممه هامون رو آماده کردیم که اگه دردش اومد بدیم شازدمون چنگ بزنه .....یادت نره بیای....

 

-         باشه

 

 

 

وقتی توی مملکتی بزرگ میشی که مرد سالاریه و ملت کیر پرست تشریف دارند و مهمترین مراسمشون بعد از عاشورا تاسوعا ،ختنه سرون و سر دول کردن پسراشونه و مقدار اضافی آلت رو هم با مراسم خاص توی الکل نگه میدارند که جزو افتخارات پسراشون باشه (چون خیلی جاها نمیتونن اصل قضیه رو .کنند ولی اضافاتشو چرا)

 

حتی مسئله کیر خواهی روی دینشون تاثیر گذاشته ،چون رو سر هر مسجدی دو تا کیر خر گذاشتند که کسی جرات نکنه به مساجد توهین کنه

 

و عمرانی ها شونصد تا واحد در راستای امر کیر پروری و نقشه کشی تا معماری نهایی مناره میخونن .

 

 حتی ارزنده ترین آدمهاش هم کله ک}{یری هستند مثل دکتر حسابی و مصدق و غیره..........و مهمترین آثار باستانیش منار جنبونه که کسی توی دنیا نفهمیده این کیر لرزون رو چه جوری ساختن .....حتی یکی از مدیومهای آشنا میگفت روح داریوش کبیر اعلام کرده میخواسته یه کیر درست کنه که بالا پائین بره و عمرش کفاف نداده....

 

پس وظیفه اینجانب است که روز مرد یا روز ملی کی}{ر خواهی را به همه ملت تبریک بگویم......

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 تبریک مجدد
با پوزش و عذر خواهی خدمت کل رفقا و عرض تلمذ خدمتان جنابان از لحن ماوقع در پست قبلی ُ دوباره روز مرد را به کل ملت ک ... ی   . پرست ایران تبریک میگم

خب چه کار کنم تبریک گفتنم اینجوری میاد.........

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
  روش شناسی
 

معاون دادسراي تهران  : "حتي اگر يک زن و شوهر دست در دست هم داشته باشند پليس به آنها تذکر نمي دهد"

 

واقعا چه وسعت نظری چه طبع بلندی چه فکر بازی ........

 

والا چندین ساله که اینا ک ی.. ر شون توی ک .و..٬ن . ملته و این کار عمل منافی عفت نیست .

 

باشه ما هم از این به بعد برای اینکه همدیگه رو توی خیابون گم نکنیم دست همو نمیگیریم ........از روش خودشون استفاده میکنیم و جور دیگه اتصال رو برقرار میکینم

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
  باز هم روز مرد
از : وزارت کشور

به : سازمان شهید پروری کشوری

 

سلام علیکم

 

با توجه به قرار گرفتن در آستانه روز ملی ک ....ی ...ر خواهی و سفارش دین مبین اسلام و پیامبر عظیم الشان اسلام به مسئله  "من الاحوالات آلات عظیمه "  ، خواهشمند است برای جلوگیری از خروج نران از کشور امکانات زیر دراختیار مردم شهید پرور قرار بگیرد:

 

1-     نصب باجه های خود ارضا در کنارباجه های خود پرداز......

2-     واردات 48 تن صابون اعلا خرچنگی با قالب کف دست  ........

3-     تخصیص روزی 2 ساعت کاری جهت بازی کردن با تخم (رو نوشت به وزارت کار و امور اجتماعی)

4-     تخصیص 48 میلیارد تومان از محل درآمدهای نفتی جهت اعتلای فرهنگ کون گشادی.....

5-     مبادرت به آموزش نیروی زبده کاری جهت استقرار در کون آقایون برای جلوگیری از اتلاف وقت نران جهت انجام کلیه امور.

 

اقدام عاجل مبذول دارید.

وزارت کشور

 

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
  سک<>س ضربدری
 چند هفته پیش در برنامه کوله پشتی با یک نفر از جامعه متجاوزین به عنف  و متجوّّّزعلیه(کسی که مورد تجاوز قرار گرفته ) مصاحبه کردند . مصاحبه تقریبا این حرفها زده شد :

(جیمبولک)

 

مجری : تو توی چه حالی بودی که این کارو کردی ؟

پسر: من و دوستم مست بودیم . رفتیم بیرون این جوری شد.

(خوش به حالتون تومستی چه کارایی می کنین ، من که فقط پست تولید میکنم و دود)

 

(فلاش با شطرنجی)

 

م:  تو داشتی چه کار میکردی؟

دختر: من فقط میرفتم ....توی یه جای خلوت.....

(یه کم هم نگاه کردم ، لبخند هم زدم ، پر مانتوم رو هم دادم  کنار ....همین به خدا ....همه میدونن ........من پا میدادم ولی نمیدادم........برین از اصغر آقا بقال محله بپرسین......اون خودش شاهده......)

(اصغر اقا : اره هلوهه ....وای .........جووون

منزل اصغر آقا اینا : مرتیکه من مادر بچه هاتم ..... من رختتو شسّم .....توله هات رو جمع کردم .....غذا پختم واست..... خونتو آب و جارو کردم......یه عمر گوزیدی داشتم خفه میشدم ......ولی خندیدم بهت گفتم آقا تو منو کشتییی........ ملاقه ......داف ...دوف.......)

 

(فلاش)

 

م:  متجور علیه رو میشناختی؟

نه !!! (دیگه تجاوز به عنف که تحقیقات محلی نمیخواد مگه میخوام بگیرمش)

 

(فلاش)

 

م:  متاجوزین رو میشناختی ؟

نه .....(یه کم فکر و با صدای معصوم) ......من که نه ......ولی یکیشون وقتی من دبیرستانی بودم .....به من پیشنهاد داده بود......ولی به جون ننه  ام  آقا ما اصلا پا نداده بودیم خودشون ما رو بردند......

 

......

.....

......

 

 

م:  وقتی فلانت کردند تو چه کار کردی؟

التماس کردم بزارند برم....

م:  چی گفتی دقیقا !!!!! (دقیقا بگو میخوام یه تصور کامل داشته باشم .......کاش منم عرضه داشتم میتونستم ... )

التماس کردم  .......من آبرو دارم......ولم کنین....  (ولی توی دلم قند آب میشد.......من که قبلا کارامو کردم ......می اندازم گردن اینا ........دیگه لازم نیست جواب صد نفرو بدم )

 

(فلاش)

 

م:  وقتی داشتی میکردی دختره چه جوری التماس میکرد ؟

التماس میکرد خب

م:  چه جوری التماس میکرد ؟

التماس میکرد دیگه چه میدونم (والا اگه ان و اهون التماس کردنه که التماس دعای فراوان داشت...... ما فکر کردیم داره حال میکنه)

 

.......

.......

.......

 

م:  لباسای دختره چی بود ؟

یعنی چی ؟

م:  تحریک کننده بود؟

آره بود .

م:  توضیح بده ؟

تنگ بود .کوتاه بود. (یه کونی هم  داشت ......توپ........اقای مجری تومیری پیش دختره خودت نگاه کن ......حال میکنی بدجور......)

 

(فلاش)

 

م:  شما لباسات  یا سرووضعت چه جوری بود ؟

بنظرخودم که خوب بود .

م:  یعنی مشکلی نداشت .

میگن مانتوم تنگ بود

م:  به نظر خودت لباسات تحریک کننده نبود؟

چرا یه کمی

م:  به نظرت خودت مقصر نیستی که این بلا سرت اومد؟

چرا لباسام تحریک کننده بود (هه ......کاش قیافمو نشون میدادن ....چه تبلیغی میشد برام......)

 

(فلاش)

 

م:  چه سفارشی برای بقیه داری؟

هیچی  (توصیه 1: وقتی تجاوز به عنف میکنین به مانتو تنگ نگاه نکنین ، حواستون باشه دختره آبرومند باشه که نره شکایت کنه ، خودش یه جوری حلش کنه ، نه مثل این دختره چشم سفید که هم حال کرد بعدش رفت شکایت کرد .

ت2: وقتی تجاوز میکنین بعدش متجوّز رو بکشید چون توی این مملکت چه بکشید چه بکنید باید اعدام شید .... پس بکشید که نره شکایت کنه گیر بیفتید....... )

 

(فلاش)

 

م:  چه توصیه ای داری ؟

لباس تحریک کننده نپوشند که اینجوری نشه.

 

م : جیمبولک خان شماچه توصیه ای دارید که این اتفاقات در جامعه کم بشه؟

جوانان ما همه آگاهند . اما علاوه بر آگاهی جوانان نیاز دارند که کمی زیرک و هوشیار عمل کنند .

 پیشنهاد1: اول یه خانم پیدا کنید بعد مست کنید.

پ2: مست میکیند ازتوی محله بغلی دختر بلند کنید نه از در دم خونه.

 

م: برای دختران چی؟....... پیشنهاد ندارید؟

بله ...بله...البته .....من میدونم که مانتوی تنگو کوتاه خیلی قشنگه و لی پوشیدنش عوارض جانبی داره ......سعی کنین زرنگ باشید........من اگه جای دختره بودم کمی فکر میکردم  .....به جای التماس یه پیشنهاد جیمبولکی میکردم....... پیشنهاد میدادم که "سکس ضربدری " داشته باشیم ..........  من مانتو تحریک کنندمو میدادم اونا .......اونها هم صابون میدادند به من ........مشکل هم حل میشد)

 

لیلای عزیزم

این چند تا پست اخری را برای تونوشتم به یاد اون همه عرقیاتی که از خاقانی خریدیم ......توی شیشه نوشابه میریختیم..... توی کوله هامون میگذاشتیم ........ سوار سرویس دانشگاه ........جلوی حراست .....چشمان همیشه بیدارمسئولان محترم خوابگاه ....... رد میشدیم. و کلیه گل واژه هایی که در زمان دانشجوئی با هم گفتیم و خندیدیم............

 

سعی میکنم که دیگه لیلا نامه در وبلاگاتم ننویسم ......... تو هم مناجات نامه های مستی منو پاک کن........ وگرنه خودت میدونی چه بلائی سرت میارم...........

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
  با تو ام
همسر عزیزم

لطفا به وبلاگ من نیا

یا اگه میای نظر خصوصی نده

چون هرچی مینویسم یه اثری از تو درش هست....

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
  خدمات ایرانسل
 

شنیدی مکالمه شماره داخلی ایرانسل مجانی حساب میشه

 

..... اره ........ شنیدم

 

..... پس دیگه لازم نیست هر دفعه بری تا بهشت زهرا تا با مامانت حرف بزنی.........

 

چون ایران با جهنم داخلی حساب میشه.............

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 خدمات طلائی ایرانسل
میخواهم بخوابم به امید اینکه فردا در جهنم از خواب بلند شوم .........

 

........

......

البته جای شکرش باقیه که مکالمه ایران با جهنم داخلی حساب میشه.........

.......دینگ دینگ......زرت ...پوف ......

.......خدمات طلائی ایرانسل.......

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 اعضای داخلی شکم
 

وقتی آخر شب چای میخورم .....تا صبح ده بارباید برم دستشوئی ...........

 

انگار توی بدن من دستگاه "چای شاش کن" نصب کردن..........

 

|+| نوشته شده توسط جیمبولک در سه شنبه سی ام مرداد 1386  |
 
 
بالا